جمال الدين محمد الخوانساري

50

شرح احاديث طينت ( فارسى )

داخل فرقهء ديگر شوند پس اطاعت‌كنندگان قادر نيستند بر آنكه عصيان كنند و عاصيان قادر نيستند بر آنكه اطاعت كنند . نهايت چون اين معنى خلاف حكم صريح عقل است زيرا كه ما بالبديهه مىيابيم قدرت و اختيار خود را در كردن كارهاى خوب و بد هر دو . و ايضا بنابراين معقول نمىشود تعظيم و تبجيل اطاعت‌كنندگان و نه عذاب و عقاب عاصيان . پس بايد كه تأويل شود به اينكه در واقع ممكن نيست كه جمعى كه در آن وقت اطاعت كردند عصيان كنند و داخل عصيان شوند و همچنين ممكن نيست كه جمعى كه در آن وقت عصيان كردند بعد از آن اطاعت كنند و داخل اطاعت‌كنندگان شوند ، هرچند اين معنى به سبب قدرت و اختيار ايشان باشد و از ايشان ناشى شود . و حاصل كلام اين است كه : جمعى كه در آن وقت به اختيار خود اطاعت كردند بعد از آن نيز البته اطاعت كنند هرچند قادر باشند بر خلاف آن ، و همچنين جمعى كه در آن وقت عصيان نمودند با وجود اختيار و قدرت بر خلاف آن بعد از آن نيز البته عصيان كنند و ممكن نيست كه اطاعت كنند ، هرچند قادر باشند بر آن . و چون اين معنى از تأمّل در جواب شبههء " خيّام " كه از راه علم حق تعالى كرده واضح و لايح گردد ، پس ذكر آن شبهه و جواب آن مناسب مىنمايد . و تقرير آن شبهه اين است كه : هر كه بدى كند حق‌تعالى در ازل علم دارد كه او اين بد را خواهد كرد پس محال است كه نكند و اگرنه لازم مىآيد كه علم خدا نعوذ بالله جهل و خلاف واقع باشد ، و هرگاه محال باشد كه نكند پس مضطر خواهد بود در كردن آن و قادر نخواهد بود در نكردن آن . پس بايد كه معذور باشد در آن و عقاب او بر آن معقول نباشد . و جواب اين شبهه آنست كه : علم حق‌تعالى تابع چيزى است كه واقع خواهد شد و وقوع آن تابع علم خدا نيست . پس كسى كه بد كند چون بد را خواهد كرد هرچند قدرت بر نكردن آن داشته باشد از آن راه خدا در ازل علم دارد به كردن آن و اگر نمىكرد علم مىداشت به نكردن آن . پس علم